systemization معنی فارسی طبقه بندي اسلوب سازي. واژههای دیگر با معنی «طبقه بندي» standardization طبقه بندي، معيار گيري. classification of soil طبقه بندي خاک job classification طبقه بندي شغل soil class طبقه بندي خاک classifiable قابل طبقه بندي، دسته بندي پذير unclassified طبقه بندي نشده، بدون طبقه بندي speed rate increment طبقه بندي سرعت budget classification طبقه بندي بودجه classifier طبقه بندي کننده industrial classifications طبقه بندي صنعتي