دیکشنری فارسی

systemize

UKsistəmaiz

معنی فارسی

داراي همست کردن طبقه بندي کردن.

معنی کامل و مثال‌ها

/sis´tǝm īz´/vt.

● رجوع شود به: systematize

تعریف انگلیسی

verb
  1. arrange according to a system or reduce to a system “systematize our scientific knowledge” “Somebody ----s something” “Something ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن