دیکشنری فارسی

systems analysis

معنی فارسی

نظام شناسي

معنی کامل و مثال‌ها

● (مهندسی) تجزیه و تحلیل سیستم‌ها، فراکافت سازگان‌ها

* systems analyst

تحلیل‌گر سیستم

تعریف انگلیسی

noun
  1. analysis of all aspects of a project along with ways to collect information about the operation of its parts

واژه‌های دیگر با معنی «نظام شناسي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن