دیکشنری فارسی

tabby

UKtæbiː US'tæbı

معنی فارسی

حرير موجدار ، اعتابي ، گربه ماده ،

زني که شايعات بي پروپاميدهد

معنی کامل و مثال‌ها

/tab´ē/adj., vt., n., pl.

(از ریشه‌ی عربی)

اعتابی، حریر موجدار

گربه‌ی پلنگی، گربه‌ی خاکستری با راه راه‌های تیره

(به ویژه ماده) گربه

(انگلیس - قدیمی) دختر ترشیده

(انگلیس‌- قدیمی) زن خبرکش، (زن) شایعه پرداز

راه راه (به ویژه راه‌راه تیره بر زمینه‌ی خاکستری یا قهوه‌ای)

(ابریشم را) موج‌دار کردن، راه راه کردن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a cat with a grey or tawny coat mottled with black
  2. female cat

مترادف‌ها

I. noun
1. Watered silk.
2. Brindled cat, tabby cat.
3. Gossip, tale bearer, news monger, tattler, chatterer.
II. verb active
Water, sprinkle and calender.
III. adjective
1. Of a waved or watered appearance.
2. Brindled, brinded.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن