table land معنی فارسی جلگه بلند جلگه مرتفع فلات سيني ورقه فلزي مترادفها noun Elevated plain, plateau. واژههای دیگر با معنی «جلگه بلند» plateau جلگه بلند، جلگه مرتفع، فلات plateaux جلگه بلند، جلگه مرتفع، فلات puno جلگه بلند و سرد در کوه هاي ANDES در، کشور PERU، دشواريي در نفس کشيدن