دیکشنری فارسی

tableware

UKteiblwɛər US'teıbəl'wɛə

معنی فارسی

لوازم ميز يا سفره ، ظروف سفره ، کارد و چنگال.

معنی کامل و مثال‌ها

/tā´bǝl wer´/n.

● ظروف میز غذا، اسباب سفره

تعریف انگلیسی

noun
  1. articles for use at the table (dishes and silverware and glassware)

واژه‌های دیگر با معنی «لوازم ميز يا سفره»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن