tabor
US'teıbə
معنی فارسی
کوس کوچک طبل کوچک دهل تنبور
معنی کامل و مثالها
/tā´bǝr/n., vi.
● (از ریشهی فارسی: تبیر)
● طبل، تبیره، طبل کوچک، کوس کوچک، تنبور، دهل
● دمبک زدن، تنبور زدن، تبیره زدن (tabour هم مینویسند)
تعریف انگلیسی
noun
- a small drum with one head of soft calfskin