دیکشنری فارسی

tache or tach

معنی کامل و مثال‌ها

/tach/n.

● (قدیمی) وسیله‌ی وصل کردن دو چیز: گیره، سنجاق، قلاب، مادگی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن