دیکشنری فارسی

taciturn

UKtæsitəːn US'tæsı'tə:n

معنی فارسی

کم حرف کم گفتار کم سخن خاموش

معنی کامل و مثال‌ها

/tas´ǝ tu_rn´/adj.

کم حرف، کم سخن، کم گو

مترادف‌ها

adjective
Silent (by habit), reserved, uncommunicative, close, unconversable, reticent, of few words, sparing of words, close tongued.

واژه‌های دیگر با معنی «کم حرف»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن