دیکشنری فارسی

tacky (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/tak´ē/adj.

● (به ویژه در مورد رنگ یا جلا که هنوز خشک نشده است) چسبناک، تر و چسبنده

tacky ink

مرکب تر و چسبان

the paint is still tacky to the touch

به رنگ که دست می‌زنی هنوز چسبناک است.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن