دیکشنری فارسی

tacky (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/tak´ē/adj.

● (عامیانه)

● بد لباس، شلخته

a tacky lady

یک خانم بد لباس

● رنگ و رو رفته، نخ نما، بددوخت

tacky clothes

لباس‌های رنگ و رو رفته

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن