دیکشنری فارسی

tactical

UKtæktikl US'tæktıkəl

معنی فارسی

مربوط به تدابيرجنگي ماهر ماهرانه

معنی کامل و مثال‌ها

/tak´ti kǝl/adj.

● وابسته به رزم آرایی، رزم آرایانه، لشکر آرایی، تدبیری

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or pertaining to tactic or tactics “a tactical error” “Pertains to noun: tactic, tactics”

واژه‌های دیگر با معنی «مربوط به تدابيرجنگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن