tactical
UKtæktikl
US'tæktıkəl
معنی فارسی
مربوط به تدابيرجنگي ماهر ماهرانه
معنی کامل و مثالها
/tak´ti kǝl/adj.
● وابسته به رزم آرایی، رزم آرایانه، لشکر آرایی، تدبیری
تعریف انگلیسی
adjective
- of or pertaining to tactic or tactics “a tactical error” “Pertains to noun: tactic, tactics”