دیکشنری فارسی

tail (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/tāl/n., adj.

● رجوع شود به: entail

● (حقوق) محدود، مشروط، منحصر به برخی از وراث

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن