tail on معنی فارسی کشيدن طناب طناب را بکشيد واژههای دیگر با معنی «کشيدن طناب» heave-in درون کشيدن طناب، سفت کردن طناب، syn : haul rouse in کشيدن طناب با دست (دريايي) clear for running طناب براي کشيدن آزاد است (دريايي) tow-line طناب وصل به قايق براي کشيدن اسکي باز heave around به کار انداختن دوار، شروع به کار، کشيدن طناب با دوار cordelle طناب يدک کشي، کردل، با طناب يدککشي کشيدن downhaul طناب پايين کشنده، پايين کشيدن، رشته پايين کشنده