دیکشنری فارسی

tailgate

US'teıl'geıt

معنی فارسی

تخته ي عقب

در فاصله يکم پشت اتومبيل ديگر حرکت کردن،

سر به دم حرکت کردن

در نزديکي اتومبيل خود پيکنيک برگزارکردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-gāt´/n., vt., vi.

● (کامیون یا گاری و غیره) تخته‌ی عقب (که بالا و پایین می‌رود یا برداشتنی است - tailboard هم می‌گویند)

● (رانندگی) در فاصله‌ی کم (و خطرناک) پشت اتومبیل دیگر حرکت کردن، سر به دم حرکت کردن

● (امریکا - عامیانه) در نزدیکی اتومبیل خود پیک‌نیک برگزار کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. a gate at the rear of a vehicle; can be lowered for loading
  2. follow at a dangerously close distance “it is dangerous to tailgate another vehicle” “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody” “These cars won't tailgate”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن