دیکشنری فارسی

take part

معنی فارسی

دخالت يا شرکت کردن

سهيم شدن ، سهيم بودن

تعریف انگلیسی

verb
  1. share in something “Somebody ----s” “Somebody ----s PP”

مترادف‌ها

1. Share, partake.
2. Unite, join.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن