دیکشنری فارسی

takedown

معنی فارسی

حريف را بر زمين زدن

خوارسازي، پست سازي

از هم باز کردني، اوراق کردني

معنی کامل و مثال‌ها

/tāk´ doun´/n., adj.

(کشتی) بر زمین زدن حریف

خوارسازی، پست سازی

از هم باز کردنی، اوراق کردنی

a take-down firearm

سلاحی که به آسانی از هم باز می‌شود

تعریف انگلیسی

noun
  1. (amateur wrestling) being brought to the mat from a standing position “a takedown counts two points”
  2. a crushing remark

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن