taler
معنی فارسی
سکه ي نقره ي آلماني، تالر
معنی کامل و مثالها
/tä´lǝr/n., pl.
● (سدههای 15 تا 19) سکهی نقرهی آلمانی، تالر
سکه ي نقره ي آلماني، تالر
/tä´lǝr/n., pl.
● (سدههای 15 تا 19) سکهی نقرهی آلمانی، تالر
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن