دیکشنری فارسی

talus (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/tā´lǝs/n., pl.

● (کالبد شناسی)

● استخوان قاپ، شتالنگ، استخوان قوزک

● قوزک پا، مچ پا

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن