دیکشنری فارسی

tamale

معنی فارسی

تمالي

معنی کامل و مثال‌ها

/tǝ mä´lē/n.

● (خوراک مکزیکی: گوشت خرد کرده و رب گوجه‌فرنگی و فلفل قرمز و غیره که در برگ ذرت می‌پیچند و می‌پزند) تمالی

تعریف انگلیسی

noun
  1. corn and cornmeal dough stuffed with a meat mixture then wrapped in corn husks and steamed
noun
  1. a city in northern Ghana

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن