tamale
معنی فارسی
تمالي
معنی کامل و مثالها
/tǝ mä´lē/n.
● (خوراک مکزیکی: گوشت خرد کرده و رب گوجهفرنگی و فلفل قرمز و غیره که در برگ ذرت میپیچند و میپزند) تمالی
تعریف انگلیسی
noun
- corn and cornmeal dough stuffed with a meat mixture then wrapped in corn husks and steamed
noun
- a city in northern Ghana