دیکشنری فارسی

tameness

UKteimnəs

معنی فارسی

رامي اموختگي دست اموزي

تعریف انگلیسی

noun
  1. the attribute of having been domesticated “Attrubites: tame, tamed”
  2. the quality of being vapid and unsophisticated

واژه‌های دیگر با معنی «رامي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن