دیکشنری فارسی

tamp

معنی فارسی

سفت کوبيدن

معنی کامل و مثال‌ها

/tamp/vt.

● (دینامیت گذاری برای ساختن تونل و غیره) سوراخ را با باروت و سپس شن یا خاک پر کردن، خاک چپانی کردن، کیپ کردن

● (با ضربه‌های سنبه و غیره چیزی را در سوراخی) چپاندن، تپاندن، چپاندن، سفت کوبیدن، در فشردن

with my thumb I tamped tobacco into the pipe

با شستم توتون را در پیپ فشردم.

تعریف انگلیسی

verb
  1. a tool for tamping (e.g., for tamping tobacco into a pipe bowl or a charge into a drill hole etc.)
  2. press down tightly “tamp the coffee grinds in the container to make espresso” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «سفت کوبيدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن