tamp
معنی فارسی
سفت کوبيدن
معنی کامل و مثالها
/tamp/vt.
● (دینامیت گذاری برای ساختن تونل و غیره) سوراخ را با باروت و سپس شن یا خاک پر کردن، خاک چپانی کردن، کیپ کردن
● (با ضربههای سنبه و غیره چیزی را در سوراخی) چپاندن، تپاندن، چپاندن، سفت کوبیدن، در فشردن
with my thumb I tamped tobacco into the pipe
با شستم توتون را در پیپ فشردم.
تعریف انگلیسی
verb
- a tool for tamping (e.g., for tamping tobacco into a pipe bowl or a charge into a drill hole etc.)
- press down tightly “tamp the coffee grinds in the container to make espresso” “Somebody ----s something”