tamper (2)
معنی کامل و مثالها
/tam´pǝr/vi.
● (قدیمی) تمهید کردن، مقدمه چینی کردن، زمینهسازی کردن، نقشه طرح کردن
* tamper with
1- ور رفتن، دست زدن، انگولک کردن
don't tamper with that television set, Hossein!
حسین این دستگاه تلویزیون را انگولک نکن!
2- دستکاری کردن، پس و پیش کردن
apparently somebody has tampered with these documents
ظاهرا یک نفر این اسناد را دستکاری کرده است.
3- تطمیع کردن، تحت ارادهی خود در آوردن (با تهدید یا رشوه و غیره)، اعمال نفوذ کردن، زد و بند کردن
jury tampering
اعمال نفوذ در هیات منصفه دادگاه