tandem
معنی فارسی
پشت سرهم ، يکي درجلوويکي عقب ،
داراي جابراي دو پشته سوارشدن
معنی کامل و مثالها
/tan´dǝm/adv., n., adj.
● پشت سر هم، صف یک نفری، (به) قطار، (به صورت) یدک، دو ترکه، دو پشته (سه پشته و غیره)
● کالسکهی دوچرخه که اسبهای آن را پشت سرهم (و نه در کنارهم) بستهاند
● (اسبهای کالسکه و غیره) پشت سر هم بسته شده، قطاری
● (دوچرخهای که دو زین و چهار رکاب دارد و دو نفری آن را پا میزنند) دوچرخهی دونفره
* in tandem
1- پشت سرهم، دوپشته (یاسه پشته و غیره)، دوترکه
to ride a horse in tandem
دو نفره (دو ترکه یا دوپشته) سوار اسب شدن
the horses were harnessed in tandem
اسبها را یکی به دنبال دیگری مهار کرده بودند.
2- با هم، جفتی، بهطور مشترک، همکارانه، باهمکاری، (به طور) هماهنگ
the two brothers run the restaurant in tandem
آن دو برادر رستوران رابا هم اداره میکنند.
تعریف انگلیسی
- an arrangement of two or more objects or persons one behind another
- a bicycle with two sets of pedals and two seats
- one behind the other “ride tandem on a bicycle built for two” “riding horses down the path in tandem”