tang (1)
معنی کامل و مثالها
/taŋ/n., vt.
● طعم تند، مزهی تند، مزهی مشخص
a tang of lemon
طعم لیمو
● بوی تند، بوی مشخص
a cheese with the tang of garlic
پنیری با بوی سیر
● اثر، نشانه، مقدار کم
a prose style with a tang of humor
یک سبک نثر که کمی مزاح انگیز است
● رجوع شود به: surgeonfish
● (ته فلزی چاقو و آچار و شمشیر و غیره که در وسط دسته قرار میگیرد) ته تیغه، ته بدنه