tangly
UKtæŋliː
معنی فارسی
گوريده ، گيردار، پر گرفتاري، درهم وبرهم،
ژوليده .
درهم و برهم، پر گير و دار، نابسامان
معنی کامل و مثالها
/taŋ´glē/adj.
● گوریده، پر از گره
● درهم و برهم، پر گیر و دار، نابسامان