دیکشنری فارسی

tankage

UKtæŋkidʒ

معنی فارسی

ذخيره سازي (درمخازن) ،

حق ذخيره سازي اب ونفت ومانندان در مخازن ،

ابگير

معنی کامل و مثال‌ها

/taŋk´ij/n.

گنجایش تانک(ها)، ظرفیت آب‌انبار

نگهداری در آب‌انبار یا تانک، انبارداری

هزینه‌ی نگهداری در تانک یا انبار، هزینه‌ی انبارداری

(کشتارگاه) مواد زاید (که به عنوان کود یا خوراک دام کاربرد دارد)

تعریف انگلیسی

noun
  1. the quantity contained in (or the capacity of) a tank or tanks
  2. the charge for storing something in tanks
  3. the act of storing in tanks

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن