tankage
UKtæŋkidʒ
معنی فارسی
ذخيره سازي (درمخازن) ،
حق ذخيره سازي اب ونفت ومانندان در مخازن ،
ابگير
معنی کامل و مثالها
/taŋk´ij/n.
● گنجایش تانک(ها)، ظرفیت آبانبار
● نگهداری در آبانبار یا تانک، انبارداری
● هزینهی نگهداری در تانک یا انبار، هزینهی انبارداری
● (کشتارگاه) مواد زاید (که به عنوان کود یا خوراک دام کاربرد دارد)
تعریف انگلیسی
noun
- the quantity contained in (or the capacity of) a tank or tanks
- the charge for storing something in tanks
- the act of storing in tanks