دیکشنری فارسی

tantalize

معنی فارسی

آزار کردن (کسي بدينسان که او را به چيزي

اميدوار به وصال آن نزديک کنند) ، آزردن

معنی کامل و مثال‌ها

/tan´tǝ līz´/vt.

جوش به دل کسی دادن، عطش کسی را تیز کردن، خواست افزایی کردن، دل کسی را آب کردن

you visit but play coy / thus tantalizing me by feeding the flames of your desirability

دیدار می‌نمایی و پرهیز می‌کنی‌/بازار خویش و آتش ما تیز می‌کنی

مترادف‌ها

verb active
Torment (by exciting hopes and refusing to gratify them), vex, tease, irritate, provoke, disappoint, balk, frustrate.

واژه‌های دیگر با معنی «آزار کردن (کسي بدينسان که او را به چيزي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن