tantrum
UKtæntrəm
US'tæntrəm
معنی فارسی
کج خلقي اوقات تلخي خشم غيظ قهر
معنی کامل و مثالها
/tan´trǝm/n.
● غیظ (ناگهانی)، بد خلقی، کج خلقی، اوقات تلخی، اعراض، ونگ زدن، (به ویژه کودک) بهانهگیری و خشم، نحسی، گریه زاری
the child's repeated tantrums
گریه زاریهای پی در پی کودک
to throw a tantrum
بد خلقی کردن، گریهزاری کردن
مترادفها
noun
(Colloquial) Burst of ill humor, high freak, whim, affected air.