دیکشنری فارسی

tapestry

UKtæpistriː US'tæpəstrı

معنی فارسی

پرده قاليچه نما ، پرده نقش دار ،

پرده ديوارکوب ، پارچه پرده اي يا مبلي

معنی کامل و مثال‌ها

/tap´ǝs trē/n., pl.

● (از ریشه‌ی فارسی: تافته یا تافتن)

● فرشینه، پروز

● پارچه‌ی رومبلی

● (معمولا به صورت اسم مفعول) فرشینه پوش کردن، با پروز آذین کردن

tapestried walls

دیوارهای تزئین شده با فرش

تعریف انگلیسی

noun
  1. something that resembles a tapestry in its complex pictorial designs “the tapestry of European history”
  2. a heavy textile with a woven design; used for curtains and upholstery
  3. a wall hanging of heavy handwoven fabric with pictorial designs

مترادف‌ها

noun
Arras.

واژه‌های دیگر با معنی «پرده قاليچه نما»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن