پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
tar down
معنی فارسی
روکش گرفتن ، بتونه مالي کردن
مسدود کردن سوراخها (دريايي)
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن