دیکشنری فارسی

tardiness

UKtɑːdinəs US'tɑ:dınəs

معنی فارسی

ديري دير رسي تاخيرورود درنگ کندي سستي

مترادف‌ها

noun
Slowness, dilatoriness, delay, slackness, lateness.

واژه‌های دیگر با معنی «ديري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن