دیکشنری فارسی

tardyon

معنی فارسی

تارديان

معنی کامل و مثال‌ها

/tär´dē än/n.

● (ذره‌ی اتمی که سرعت آن از سرعت نور کمتر است) تاردیان

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن