targe معنی فارسی اماج هدف سپر سند زدن پرسيدن. معنی کامل و مثالها /tärj/n.● (مهجور) سپر واژههای دیگر با معنی «اماج» target اماج، نشان، نشانه scheduled target اماج طبق برنامه gruel اماج اردجوکه باشيريا اب درست کنند، اماج، جوشير jack o' lent تمثال يهوداي اسخر يوطي، اماج، هدف area target هدف منطقه اي، اماج منطقه اي