دیکشنری فارسی

tarn

معنی فارسی

درياچه کوهستاني ابگير

معنی کامل و مثال‌ها

/tärn/n.

گواب، آبگیر، دریاچه‌ی تشتکی

مترادف‌ها

noun
1. Pool (among mountains), pond, lake, mere.
2. Bog, marsh, fen, swamp, morass, marish.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن