دیکشنری فارسی

tarpaulin

UKtɑːpɔːlin

معنی فارسی

کرباس قيراندود پوش روکش برزنت کلاه قيراندودياشمعي ملوان

معنی کامل و مثال‌ها

/tär pô´lin/n.

● (پارچه‌ی ضخیم و پادآب) برزنت، کرباس قیر اندود یا موم اندود

● مشما

● (قدیمی) ملوان، ناوی

تعریف انگلیسی

noun
  1. waterproofed canvas

واژه‌های دیگر با معنی «کرباس قيراندود»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن