دیکشنری فارسی

tarsus

US'tɑ:səs

معنی فارسی

خرده استخوان پا غوزک قوزک مچ پا ساق پاي مرغ

معنی کامل و مثال‌ها

/tär´sǝs/n., pl.

(کالبد شناسی - جانور شناسی) استخوان مچ پا، قوزک

رجوع شود به: tarsometatarsus

(بافت همبند نگهدارنده‌ی پلک چشم) تارس

واژه‌های دیگر با معنی «خرده استخوان پا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن