دیکشنری فارسی

tarsus

US'tɑ:səs

معنی فارسی

خرده استخوان پا غوزک قوزک مچ پا ساق پاي مرغ

معنی کامل و مثال‌ها

/tär´sǝs/n., pl.

● (کالبد شناسی - جانور شناسی) استخوان مچ پا، قوزک

● رجوع شود به: tarsometatarsus

● (بافت همبند نگهدارنده‌ی پلک چشم) تارس

تعریف انگلیسی

noun
  1. the part of the foot of a vertebrate between the metatarsus and the leg; in human beings the bones of the ankle and heel collectively

واژه‌های دیگر با معنی «خرده استخوان پا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن