دیکشنری فارسی

tartan

UKtɑːtn US'tɑ:tən

معنی فارسی

يکجور پارچه پشمي شطرنجي ،

يکجور کشتي يک دگلي در مديترانه

مترادف‌ها

noun
Plaid.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن