دیکشنری فارسی

tartan (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/tär´tǝn/n.

● (کشتی یک دکله‌ی دریای مدیترانه) طراده، تارتان

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن