دیکشنری فارسی

tartrate

معنی فارسی

ملح اسيد تارتاريک،

ملح جوهر غوره يا جوش ترش.

معنی کامل و مثال‌ها

/tär´trāt´/n.

● (شیمی - ملح اسید تارتاریک که دارای بنیان C4H4O6 است) تارترات

تعریف انگلیسی

noun
  1. a salt or ester of tartaric acid

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن