دیکشنری فارسی

tartrated

معنی فارسی

داراي جوهر ترش

آميخته با اسيد تارتاريک

معنی کامل و مثال‌ها

/-trāt´id/adj.

● دارای جوهر ترش

● آمیخته با اسید تارتاریک

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن