دیکشنری فارسی

task force

UKtɑːskfɔːs

معنی فارسی

گروه کار

معنی کامل و مثال‌ها

(ارتش) گروه رزمی، گروه ضربت، گما شت‌گروه

گروه مامور کار ویژه، سپارگروه

تعریف انگلیسی

noun
  1. a temporary military unit formed to accomplish a particular objective
  2. a semipermanent unit created to carry out a continuing task

واژه‌های دیگر با معنی «گروه کار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن