taskmaster
UKtɑːskmɑːstər
US'tæs'kmæstə
معنی فارسی
کارفرما تحميل کننده
معنی کامل و مثالها
/task´mas´tǝr/n.
● سختگیر، کار محول کنندهی بی رحم، کسی که تسمه از گردهی زیر دستان میکشد
our new teacher was a taskmaster
معلم جدیدمان مثل خر از ما کار میکشید.
تعریف انگلیسی
noun
- someone who imposes hard or continuous work
مترادفها
noun
Overseer, tasker.