دیکشنری فارسی

taskmaster

UKtɑːskmɑːstər US'tæs'kmæstə

معنی فارسی

کارفرما تحميل کننده

معنی کامل و مثال‌ها

/task´mas´tǝr/n.

● سختگیر، کار محول کننده‌ی بی رحم، کسی که تسمه از گرده‌ی زیر دستان می‌کشد

our new teacher was a taskmaster

معلم جدیدمان مثل خر از ما کار می‌کشید.

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who imposes hard or continuous work

مترادف‌ها

noun
Overseer, tasker.

واژه‌های دیگر با معنی «کارفرما»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن