tasseling معنی فارسی منگله ، شرابه ، ريشه (در ذرت و مانند آن) ، چنبره واژههای دیگر با معنی «منگله» tassel منگله، شرابه، ريشه (در ذرت و مانند آن) flocculent مانند (منگله هاي) پشم، مانند دسته پشم بهم چسبيده، کرکي flocculence حالت چيزي که مانند (منگله هاي) پشم يادسته، پشم باشد، خاصيت کرکي fringe ريشه، منگله، حاشيه margined ريشه، منگله، حاشيه floccose انبوه، منگله اي، کرک دار pompom گل کلاه، گل کفش، منگله pompon گل کلاه، گل کفش، منگله bob وزنه لنگرساعت، شاقول، اويز