دیکشنری فارسی

tattoo (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/ta tōō´/n., pl.

● (ارتش)

● فرمان خاموشی (با زدن شیپور یا طبل)، فرمان جمع، دستور بازگشت به خوابگاه

● (انگلیس) سان و نمایش نظامی

● طبل زنی مداوم، (روی طبل یا میز و غیره) رنگ گیری

● رنگ گرفتن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن