دیکشنری فارسی

tavern

UKtævən US'tævən

معنی فارسی

ميخانه مهمانخانه

معنی کامل و مثال‌ها

/tav´ǝrn/n.

میخانه، خرابات

they closed the tavern's door, oh God do not allow ....

در میخانه ببستند خدایا مپسند ...

مسافرخانه

مترادف‌ها

noun
Inn, public house, hostelry, eating house.

واژه‌های دیگر با معنی «ميخانه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن