دیکشنری فارسی

taximan

معنی فارسی

متصدي تاکسي کردن هواپيماها

متصدي عبور و مرور هواپيماها روي باند

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who drives a taxi for a living

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن