دیکشنری فارسی

teamster

UKtiːmstər US'ti:mstə

معنی فارسی

راننده يک جفت حيوان يا يک دستگاه اسب و

درشکه

معنی کامل و مثال‌ها

/tēm´stǝr/n.

● (امریکا) راننده‌ی کامیون، کامیون ران

● گاری چی، مهتر اسبان بارکش

تعریف انگلیسی

noun
  1. the driver of a team of horses doing hauling
  2. someone who drives a truck as an occupation

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن