دیکشنری فارسی

teary

UKtiːriː US'tıərı

معنی فارسی

اشک سرشک چکه قطره گريه اشک ريزي

معنی کامل و مثال‌ها

/tir´ē/adj.

● اشکبار، گریان، پر اشک

● اشک مانند

تعریف انگلیسی

adjective
  1. with eyes full of tears

واژه‌های دیگر با معنی «اشک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن