دیکشنری فارسی

technology

UKteknɔlədʒiː UStek'nɔlədʒı

معنی فارسی

فن شناسي علم فن علم صنعت اصطلاحات (فني ياعلمي)

معنی کامل و مثال‌ها

/tek näl´ǝ jē/n.

● فنوری، فن شناسی، تروند شناسی، فن آوری، ورزه شناسی

● واژه‌های فنی، تروند واژگان، اصطلاحات فنی، زبان فنی

● فن، شگرد، تروند، علم کار بسته، تکنولوژی، تروندگان

advances in medical technology

پیشرفت‌های تروندگان (تکنولوژی) پزشکی

computer technology

فن آوری (تکنولوژی) کامپیوتر

● روش فنی، تروند روش، روال فنی

● افزار سازی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the practical application of science to commerce or industry
  2. the discipline dealing with the art or science of applying scientific knowledge to practical problems “he had trouble deciding which branch of engineering to study”

واژه‌های دیگر با معنی «فن شناسي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن